پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

82

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

جزو درختهاى بومى جانيك هستند و درعين‌حال ميوهء آنها قسمتى از خوراكشان را فراهم مىكند . مردمانى كه در اين سرزمين ( كه شرحش را داديم ) زيست مىكنند در زمان باستان آنها را به نامهاى موزينوك « 1 » ، شاليب « 2 » و تيبارنين « 3 » مىخواندند . در تاريخ‌ها ، اين مردم را خيلى وحشى « 4 » مىشناختند . چون از مردم جدا افتاده بودند آنها را خيلى كم مىشناختند و امروزه نيز چنين مىباشند ؛ با اينكه همسايهء ملت‌هائى هستند كه ديرگاهى است متمدن گرديده‌اند . مردم جانيك با آنان رفت و آمد كم مىكنند و نيازشان اندك است . هركس از ايشان كه صد پياستر دارا باشد او را توانگر مىخوانند . سرزمين‌شان از اسب تهى است و هرگز كاروانى از آنجا نمىگذرد . آنها هرگز مانند كردها به دزدى رغبت نشان نمىدهند و رسم و سنت آنها مانند لزگىها و آبازها « 5 » نيست كه برده بسازند . هيچ كس به جانيك نمىرود تا در آنجا برده‌اى بخرد . چون در زندگانىشان امنيت ژرفى وجود دارد مسكن آنها در اين طرف و آن طرف قله كوه‌ها ، به سوى كرانه‌هاى دريا و در تمام محل‌هائى كه سود طبيعى بتوان از آنها برد قرار گرفته است . آنها را با چوب ساخته و بر روى ديرك نهاده‌اند . در طبقهء پائين هرگز سكنى نمىكنند چون خاك نمناك است و در طبقهء بالا يك راهرو سرپوشيده دورادورش را گرفته است . در برخى از آنها مردان بيگانه را جاى مىدهند و برخى ديگر به كار حرمسراى مىخورند . امروز هم مانند زمان استرابن در جانيك كمتر شهر مهمى مىيابيم . مهمترين

--> ( 1 ) - موزينوكها Mosynoeque در خانه‌هاى چوبى سكنى مىكنند و نامشان از اينرو مىآيد ( نگاه كنيد به يادداشت لارشه دربارهء بازگشت ده هزار نفرى ، جلد دوم كتاب پنجم صفحهء 29 ) . ( 2 ) - Chalybe ( 3 ) - Tibarenien ( 4 ) - استرابن ، كتاب 12 . ( 5 ) - Abagzs